فیلم
داشتم وب گردی میکردم ... یه کاریکاتور قشنگ دیدم ../ .. گفتم بزارم شما هم لذت ببرید . . . ! ایناهاش . . . ! در سال ۸۵ نشان درجه ۱ هنر شد . در سال ۵۰ نیزدیپلم افتخار گرفتی. پرواز در حباب. گاو .اقای هلو. امام علی . هزار دستان . سربداران .و..............اشاره کرد آمیلی (Amelie) با نام کامل Le Fabuleux destin d'Amélie Poulain، محصول سال 2001 کشور فرانسه، داستان دختر جوانی، با بازی آودری تاتو (Audrey Tautou) است که بر اثر یک اتفاق در مسیر کمک کردن به دیگران قرار می گیرد. این در حالی است که در این بین، پی بردنش به نیازهای شخصی خودش، کشمکش جذابی را بوجود می آورد. کارگردان آمیلی، ژان پیر ژونه (Jean-Pierre Jeunet)، است. این کارگردان 55 ساله، پیش از آمیلی کارهایی از قبیل شهر کودکان گمشده (Cité des enfants perdus, La (1995) ) و همچنین Alien: Resurrection (1997) را ارائه نمود. تکنیک فوق العاده فیلم و ارائه فضایی فانتزی و گهگاه نوستالژیک، شخصیت پردازی های تئاترگونه ولی در عین حال بسیار در دسترس و دوست داشتنی، فیلمنامه ناب و دیالوگ های و گهگاه مونولوگهای استثنایی به همراه یکی از زیباترین موسیقی های متن سالیان اخیر سینما، عوامل اصلی موفقیت این فیلم چه در کشور فرانسه و چه در سطح بین المللی بودند. فیلم آمیلی، در بسیاری از جشنواره های بین المللی حضور پیدا کرد و توانست از بین 97 نامزدی، 56 جایزه دریافت کند. برخی از افتخارات کسب شده توسط این فیلم عبارتند از: - نامزد دریافت 5 جایزه اسکار برای کارگردانی هنری، فیلمبرداری، صدا، فیلمنامه اوریجینال و همچنین فیلم خارجی، که البته هیچ کدام را کسب نکرد. - 9 نامزدی و 2 جایزه بفتا برای بهترین طراحی تولید و بهترین فیلمنامه. - فیلم منتخب تماشاگران جشنواره بین المللی فیلم شیکاگو - 13 نامزدی جایزه سزار و کسب 4 جایزه برای بهترین طراحی تولید، موسیقی متن، کارگردانی و بهترین فیلم - و... نویسندگان فیلمنامه آمیلی، گویلام لوران (Guillaume Laurant) و ژان پیر ژونه بودند. همانطور که قبلا اشاره کردم، یکی از نقاط قوت فیلم، فیلمنامه و دیالوگهای آن بود. دیدن چند نمونه از دیالوگهای به یاد ماندنی فیلم خالی از لطف نیست: Amélie: [whispering in theater] I like to look for things no one else catches. I hate the way drivers never look at the road in old movies. Amélie: [to her father, who is not paying attention] I had two heart attacks, an abortion, did crack... while I was pregnant. Other than that, I'm fine. [last lines] Narrator: Nino is late. Amelie can only see two explanations. 1 - he didn't get the photo. 2 - before he could assemble it, a gang of bank robbers took him hostage. The cops gave chase. They got away... but he caused a crash. When he came to, he'd lost his memory. An ex-con picked him up, mistook him for a fugitive, and shipped him to Istanbul. There he met some Afghan raiders who too him to steal some Russian warheads. But their truck hit a mine in Tajikistan. He survived, took to the hills, and became a Mujaheddin. Amelie refuses to get upset for a guy who'll eat borscht all his life in a hat like a tea cozy. Narrator: [Amélie has found Nino's photo album and his "lost" posters] Any normal girl would call the number, meet him, return the album and see if her dream is viable. It's called a reality check. The last thing Amélie wants. Amélie: [to blind man] Let me help you. Step down. Here we go! The drum major's widow! She's worn his coat since the day he died. The horse's head has lost an ear! That's the florist laughing. He has crinkly eyes. In the bakery window, lollipops. Smell that! They're giving out melon slices! Sugarplum, ice cream! We're passing the park butcher. Ham, 79 francs. Spareribs, 45! Now the cheese shop. Picadors are 12.90. Cabecaus 23.50. A baby's watching a dog that's watching the chickens. Now we're at the kiosk by the metro. I'll leave you here. Bye! تم اصلی موسیقی فیلم آمیلی را هم می توانید از آدرس زیر دریافت کنید: سینمای ما - یک طرف یا هر دو طرف این 10 جدایی در تاریخ سینمای ایران، سینماگرانی معروف بودهاند... روحانگيز سامينژاد/همسرش1-ماجرا از اولين فيلم ناطق سينماي ايران يعني «دختر لر» به کارگرداني عبدالحسين سپنتا و اردشير ايراني شروع شد. با ساخت اين فيلم و نمايش آن در سال 1312 يک طلاق واقعي اتفاق افتاد. اين فيلم آنقدر براي ايرانيها جذاب بود که به مدت 3سال در سينماهاي تهران و شهرستانها نمايش داده شد و به عنوان پرفروشترين فيلم زمان خودش انتخاب شد. اما خانواده بازيگر زن اين فيلم، روحانگيز سامينژاد که از حضور او در اين فيلم ناراضي بودند، او را طرد کردند و همسرش هم او را طلاق داد.اين اولين طلاق يک چهره سينمايي در تاريخ سينماي ايران است؛ اتفاقي که سالهاي بعد کمي شايعتر شد و به يکي از ويژگيهاي زوجهاي سينمايي، به خصوص در دوران قبل از انقلاب، بدل گشت.با پيروزي انقلاب و آغاز دوران جديد سينماي ايران، طلاق زوجهاي سينمايي هم کمتر شد و الان خيلي از زوجهاي سينمايي را ميتوان مثال زد که سالهاست با خوبي و خوشي در کنار هم زندگي ميکنند .سوسن تسليمي/داريوش فرهنگ2-سي و پنج سال پيش، داريوش فرهنگ آدم خيلي معروفي بود و سوسن تسليمي را كسي نميشناخت، اما پس از ازدواج و در سالهاي دهه شصت، ماجرا برعكس شد و تسليمي شهرتي فراوان پيدا كرد. در اين سالها اگرچه داريوش فرهنگ فيلمساز بود و بعضي كارهايش خيلي مطرح شد، اما حضور ثابت تسليمي در فيلمهاي بهرام بيضايي، اين بازيگر هنرمند را به اوج رساند. اين دو كه از طريق گروه تئاتر پياده با همديگر آشنا شده بودند، پس از مدتها زندگي مشترك سرانجام فرصت پيدا كردند تا در فيلم «شايد وقتي ديگر» ساخته بهرام بيضايي، نقش زن و شوهر را بازي كنند. تسليمي، پس از اين فيلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و امروز يكي از چهرههاي سرشناس تئاتر سوئد است. اما داريوش فرهنگ مانده و فيلمسازي و بازيگري را تا امروز ادامه داده است. خسرو شكيبايي/تانيا جوهري3-شايد خيليها ندانند كه شكيبايي در دهه 40 كار خودش را با دوبلوري شروع كرد و پس از ناكامي در اين رشته به تئاتر رفت و سالها گذشت تا دوباره با فيلم «خط قرمز» مسعود كيميايي به سينما بازگشت. تانيا جوهري هم در همان سالهاي دهه 50 بازيگر تئاتر بود. اين رابطه كه منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هيچ يك از اين دو، آدمهاي معروفي نبودند و در سالهاي بعد در حرفهشان سرشناس شدند. شكيبايي سالها بعد به یکی از محبوبترین بازیگران تاریخ سینمای ایران تبدل شد اما تانيا جوهري در سالهاي اخير بسيار كمكار شده است. جالب است كه مشهورترين فيلم شكيبايي يعني«هامون»، داستان مرد روشنفكري است كه تمايلي براي جدايي از همسرش ندارد اما زن و خانوادهاش اصرار دارند كه اين جدايي هر چه زودتر اتفاق بيفتد. آيدين آغداشلو/شهره آغداشلو4-آيدين آغداشلو كه نقاش، طراح، گرافيست و نويسندهاي تواناست، سالها قبل، پس از يك ازدواج ناموفق و در حالي كه دختري به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج كرد. شهره در فيلمهاي علي حاتمي (سوتهدلان) و عباس كيارستمي (گزارش) بازي كرده بود و با تحسين مواجه شده بود و کمکم داشت به بازيگري توانا تبديل ميشد. شهره آغداشلو كه با بازي در فيلم «خانهاي از شن و مه» و نامزدي اسکار، امروزه يک بازيگر معتبر در عرصه جهاني است، از آيدين جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختري به او داده كه ظاهرا آن هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت وگوهايش همواره از آيدين آغداشلو به عنوان كسي ياد کرده است كه دوران سعادتمندي را با هم سپري كردند؛ بر خلاف عادت بسيار زشتي كه خيليها دارند و پس از جدايي، با لحني زننده درباره همسر سابقشان صحبت ميكنند. ظاهرا نه ازدواج و نه جدايي اين دو، در مسير پيشرفت حرفهايشان هيچ تاثيري نگذاشته و هر دو همچنان از چهرههاي فعال در حيطه کاري خود هستند. ابوالفضل پورعرب/ آناهيتا نعمتي5-زماني كه ابوالفضل پورعرب با آناهيتا نعمتي ازدواج كرد، بازيگر بسيار معروفي بود. او محبوبيتش را كه با بازي در فيلم «عروس»، ساختهي بهروز افخمي، به دست آورده بود؛ تا سالها حفظكرد.از آن طرف، آناهيتا نعمتي تازه با فيلم خوشساخت «هيوا»، ساختهي رسول ملاقليپور، وارد سينما شده بود و به عنوان يك چهره جوان و بااستعداد، اول راه بود. از اين ماجرا حدود 8 سال ميگذرد. ابوالفضل پورعرب از آن زمان، سير نزولي را در كارش تجربه كرد و آناهيتا نعمتي هم در حاشيهي سينماي ايران به كار خود ادامه داد.حالا اين روزها پس از سالها جدايي اين زوج هنرمند، هم آناهيتا نعمتي دوباره به سينماي جدي بازگشته و هم ابوالفضل پورعرب در تلويزيون پركارتر شده است. بابك رياحي پور/مهتاب كرامتي6-بابک رياحي پور يکي از معروفترين نوازندههاي ايراني با ساز تخصصي گيتار باس است و در زمينه موسيقي راک فعاليت ميکند. او در آلمان موسيقي را آموخته، آن را در ايران ادامه داده و با خوانندههايي مثل محمد نوري و گروههايي مثل اوهام و آويژه که نوعي موسيقي تلفيقي را دنبال ميکردهاند، همکاري داشته است.مهتاب کرامتي از سال 1377 با بازي در فيلم «مردي از جنس بلور» پايش به سينماي ايران باز شد.جالب اين که رياحي پور زودتر از کرامتي به سينما آمده بود. او در سال 1374 براي موسيقي فيلم «فاتح» نوازندگي کرده بود؛ کاري که بعدها رياحي پور کمتر سراغ آن رفت. ولي مهتاب کرامتي با جديت، حضور در سينما و تلويزيون را ادامه داد و رشد كرد و خيلي زود به ستاره سينماي ايران تبديل شد. حالا مهتاب کرامتي تنها زندگي ميكند و علاوه بر بازيگري و فعاليت در يونيسف، در يك موسسه طراحي و توليد لباس هم حسابي مشغول ست. نيما بانكي/ ليلي رشيدي7-خانم رشيدي سواي اين كه دختر احترامالسادات برومند و داود رشيدي است و از بچگي در محافل هنري بزرگ شده، بازيگر خوبي هم هست. بيشتر ما او را با «مادرخانمي زيزيگولو» ميشناسيم. اما بعضيها شايد بولتن جشنواره فيلم كودك را به ياد بياورند که عكسهاي كودكي او را در کنار ليلا حاتمي به چاپ رسانده بود. اين دو ليلي و ليلاي محبوب، از كودكي همبازي بودهاند؛ هرچند بعدها، ليلي يك چهره تلويزيوني شد اما ليلا يك ستاره سينما.ليلي رشيدي همسر پيشين نيما بانكي است كه به اندازه رشيدي مشهور نيست اما در عكاسي استعداد داشت و رفتهرفته در كارش به موفقيت دست پيدا كرد تا اينکه امروزه به چهرهاي مطرح در عالم تبليغات تبديل شده است. نيما بانكي را اگر از «پرايد تهران يازده» به ياد نداشته باشيد، در آگهيهاي سامسونگ با لباس برزيل، يا با كت و شلوار در حالي که پايش را از قاب السيدي بيرون گذاشته، ديدهايد. حاصل زندگي مشترك اين دو، پسري است كه با مادرش پيش خانواده رشيدي زندگي ميكند. يوسف مراديان / سارا خويينيها8- همين اواخر بود كه از سارا خويينيها فيلم پر حرف و حديث «نقاب» اكران شد كه داستانش درباره سوء استفادههاي متقلبانه از موضوع ازدواج بود. چندي پيش از تلويزيون هم سريالي پخش ميشد كه داستانش درباره سياوش و رستم شاهنامه بود و نقش سياوش را مراديان بازي ميكرد.خويينيها در «معصوميت از دست رفته» هم بازي خوبي داشت اما نقشي كه مراديان در «سربازهاي جمعه» بازي كرد، به هر دليل، آن قدر كوتاه شد كه اصلا به چشم نيامد. اين دو بازيگر كه زماني با يكديگر زير يك سقف زندگي ميكردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعاليت قبليشان كه همان بازيگري در سينما و تلويزيون است ادامه ميدهند؛ از جمله خويينيها که چهرهاش را در نقش اصلي «بيصدا فرياد کن» حتما ديدهايد. فريبرز عرب نيا/آتنه فقيه نصيري9-عربنيا که اغلب، او را با بازيهاي چشمگيرش در فيلمهاي مسعود کيميايي، مانند«سلطان» و «ضيافت»، به خاطر ميآورند، در فيلمي با موضوع طلاق نيز ايفاي نقش کرده است. او در اين فيلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نيكي كريمي) جدا شده و مانع احقاق حق او براي تصاحب بچه ميشود. آتنه فقيهنصيري نيز که در فيلمها و سريالهاي متعددي ايفاي نقش کرده است، با بازي خوبش در نقش «خاله سارا» در يک سريال تلويزيوني، نگاهها را به خود متوجه کرد. فريبرز عرب نيا/عسل بدیعی10- فريبرز عربنيا به ترتيب با آتنه فقيهنصيري و عسل بديعي ازدواج كرد و از آنها جدا شد. درخشش عسل بديعي نيز از بازي در فيلم «بودن يا نبودن»، ساختهي کيانوش عياري، شروع شد.
در۱۵/بهمن/۱۳۱۳ در تهران به دنیا امد و ساکن میر داماد است.
در سال ۳۷ ازدواج کرد و دارای ۳ پسر که هر سه در خارج اند.
۱۶ ساله بود که پا به عرصهی هنر گذاشت وسال در سال های ۷۵.۸۵و ۸۰ از او تقدیر شد.
از کار های او میتوان به:

Narrator: September 28th, 1997. It is exactly 11am. At the funfair, near the ghost train, the marshmallow twister is twisting. Meanwhile, on a bench in Villette Square, Félix Lerbier learns there are more links in his brain than atoms in the universe. Meanwhile, at the Sacré Coeur, the nuns are practising their backhand. The temperature is 24°C, humidity 70%, atmospheric pressure 990 millibars.
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |








MENU
